بازی از دیدگاه روانشناسی چیست و چگونه انجام می گیرد؟
بازی ها الگوهای تکراری، از پیش تعیین شده و قابل پیش بینی و خارج از آگاهی بالغ ما هستند که ما برای کسب نوازش و تقویت باور پیش نویسمان آن ها را انجام می دهیم. هر بازی یک رفتار متقابل دو پهلوست، یعنی یک پیام آشکار و یک پیام پنهان دارد. در پایان بازی ما معمولا احساس ناخوشایندی را تجربه خواهیم کرد.
باید بدانید که هر بازی نیاز به همبازی دارد و ما همبازی های خود را خواهیم یافت. به همین دلیل است که گاه آدمها متعجند چرا همیشه چنین افرادی با ما ارتباط برقرار می کنند؟
برخی از بازی ها عبارتند از:
1- یک اردنگی به من بزن: افرادی که نقش قربانی را دارند و به دنبال یک نوازش منفی می گردند این بازی را انجام می دهند که نهایتا منجر به احساس بد و یاس و سرخوردگی آنها می شود.
2- بازی آره ... اما : افرادی که برای هر راه کاری یک دلیل می آورند تا به نحوی از مسئولیت بگریزند و در نهایت دیگران کوتاه بیایند و آن ها پیروز میدان شوند.
3- بازی ببین مجبورم کردی چکار کنم: تقصیر را به گردن دیگری انداختن.
4- بازی اگر به خاطر تو نبود: باز هم فرار از مسئولیت.
5- بازی حالا گیرت آوردم پدر سوخته: وقتی که فردی بخواهد دیگری را خیط کند، مچ گیری کند، فردی را بکوبد و ... و منتظر فرصتیست تا حال طرف مقابل را بگیرد و بیشتر در محیط کار مرسوم است.
جالب است بدانید: هر بازی برای ما منفعتی دارد و ما قصدمان از انجام آنها گرفتن نوازش است، پس برای خارج شدن از آنها باید پی ببریم هدفمان از انجام آن بازی چیست؟ چه نیازی را در ما برطرف می کند؟ چه نوازش جایگزینی را می توانیم به جای آن قرار دهیم؟ آن بازی چگونه شروع می شود؟ چگونه ادامه می یابد و چگونه به پایان می رسد؟ در پایان بازی چه احساساتی در ما ایجاد می شود؟